اويماق

این واژه در دسته فرهنگ جغتايي قرار گرفته است .

کلمات کلیدی : ,

نسل. شعبه. آل. طايفه.

در اصل به معني «استخوان» است.

نام طايفه ­اي از اتراك.

انگشتانه که از استخوان و غيره درست کنند.

انگشتانه خيّاطي. كندن. سوراخ كردن. قبيله. طايفه. [اوْیماق]. شيمه. فصله. تبعيّت. اطاعت كردن. يكي شدن. موافق شدن. خوابیدن. بیهوش شدن [اوُیماق]. نام قبيله ­اي در نزديكي افغانستان.