بورمه

این واژه در دسته فرهنگ جغتايي قرار گرفته است .

کلمات کلیدی : ,

بورمه[1]: [بورما] پيچيده شده. پيچ. شير آب و غيره. بند كيسه.

[1]– فرهنگ سنگلاخ در شرح این لغت چنین آورده است: «بندي باشد كه از دهن كيسه گذرانند. چون آنرا بركشند سر كيسه بهم آيد و جمع شود و نيز دسته‌ی علف را نامند كه بهم پيچيده خشك كنند و در زمستان به دواب دهند و شيري بود كه در حمام‌ها و آب انبارها قرار دهند كه چون آنرا بپيچند آب بر آيد. واژه‌ی «بورمه» به شکل «برمه» و حالت جمع «برم» در زبان فارسی و عربی نیز داخل گردیده است. (معاصر عرب دیلینده تورک منشألی سؤزلر، ص 101)