مونگالماق
مونگالماق[1]: غمگين شدن. اندوهگين گشتن. مكدّر شدن. [1]– در متن کتاب دده قورقود به شکل «بونگالماق/بونالماق» کار رفته است.
بوكالماك
[بونگالماك/بونالماق] استغراق. عاجز شدن. غش كردن. مضطر شدن. ناچار ماندن.