ثبت واژه
ورود
عضويت
صفحه نخست
جستجو
نتایج جستجو
توسماق
كمين كردن. منتظر بودن. مواظب بودن. نگهباني. سدّ كردن. مستقر شدن در جايي. راهداري نمودن.