بكاول
بكاول[1]: چاشنيگير. وكيل خرج. ديوان بيگي. دستور سالار. نگ بوكاول، بکاول. [1]– فرهنگ سنگلاخ به معني خوانسالار آورده است. كسي را گویند كه غذاي سلطان را قبل از وي ميچشد تا اگر غذا مسموم باشد باعث مرگ سلطان نشود. «توشمال»، «رکابدار»، «باورچی» نیز گویند. بکاول در زبان فارسی معانی مجازی دیگری نیز دارد. (برای معلومات […]