توقماق
توقماق[1]: كنده. چوبدستي محكم. چماق محكم. چوبدست سر گرهدار. دبوس. تخماق. چكّش. چوبدستي چوپانان كه سرش گرد باشد. آلتي كه با آن ميخ چادر را بر زمين ميكوبند. منگنه. نام يكي از طوايف ترك. [1]– از لغات ترکی دخیل در فارسی است. به اشکال «توقمق، طوقمق، طخماخ، طوقماق» در لهجههای مختلف زبان عربی داخل شده […]