تولاي
خرگوش. جمع. كثرت. بسياري. مملو بودن. تجمّع. كلمه اي براي خبر و جمع كردن مردم براي مشورت در شدايد و فتنه و فساد، كه از فعل تولاماق مشتق شده است.