توله
توله[1]: كوتاه. قصار. كوچك. كلته. [توله]. پر. مملوّ. لبالب. ژاله. تگرگ [تولو/دولو]. [1]– به همین شکل و با اندکی تغییر در مفهوم؛ به معنی نوزاد سگ و درندگان در زبان فارسی نیز داخل گردیده است.
تولو
پُر. مملوّ. مشحون. روستاي كوهستاني.
تولا
[تولو/دولو] وافر. فراوان. مملو. پر. بسيار.