تومان
تومان[1]: چاه. ديرين. زياد. كثير. ابر نزديك به سطح زمين. بخار هوا. مه. دود. سكّهي طلاي رايج تركان در ايران. منصب و مقام درباري. شلوار. شلوار راحتي. تقسيم ملك و ولايت. لوا. ناحيه. قصبه. سرنگون. خميده قامت. مايل. ده هزار. [1]– از لغات دخیل ترکی در فارسی است. به شکل طومان، تمن، تومن در لهجههای […]