تنبل
تنبل[1]: كاهل. تنگير. محمل. لوند. تن فراخ. بيپروا. چاق. فربه. [1]– به شکل تمبل، تومبل، تنبل در زبان عربی داخل گردیده است. «هذا غالی اعطیک تومانین الاکل علی و الخدم علیک و تلبس لباس زین و تخدملی عادل لاتکن تنبل و انا اعطیک بعض الاوقات فرد شی بخششلک». (معاصر عرب دیلینده تورک منشألی سؤزلر، ص […]