تونقتار
نگهبان قلعه و ارك. نگهبان اردو. نامي براي محافظ و نگهبان چادر حكمدار در آسياي ميانه. پاسبان شب. كشيك. كسي را گويند كه هنگام سوار شدن امير بر مرکبش به آواز بلند دعاي خير كند.