ييرماق
ييرماق[1]: شقّه كردن. پاره كردن. چاك كردن. [1]– مردم تبریز به شکل «جیرماق» بکار میبرند.
جرجر
جرجر[1]: لافزني. محصولات ارضي. جرار. ورّاجي و پر گويي. [1]– مردم تبریز به صورت فعل «جیرماق» و در معنی خالیبندی و گندهگویی بکار میبرند. بالمجاز گونهای از آچار را گویند که صدای جیرجیر دارد و برای باز کردن پیچ بکار برند.